خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

357

نهج البلاغة ( فارسي )

بهشت مىبرم ، هر چند راه سخت و با تلخكامى آميخته باشد . اما بر فلان زن ، انديشهء زنان غلبه يافت و كينه در سينهء او جوشيدن گرفت ، همچون بوتهء آهنگران كه در آن فلز گدازند - اگر او را فرا مىخواندند كه آنچه با من كرد با ديگرى كند ، نمىپذيرفت . به هر حال ، حرمتى كه در نخست داشت همچنان ، بر جاى است و حساب او با خداست . از همين سخنان ايمان راهى است روشن و واضح ، با چراغى پرتو افكن . به ايمان است كه به كارهاى نيكو راه توان برد و به كارهاى نيكوست كه ايمان را توان دانست . ايمان ، سبب آبادانى علم است و مردم به علم است كه از مرگ مىترسند و به مرگ ، زندگى دنيا به پايان مىرسد و به وسيلهء دنيا آخرت به دست آيد [ و به سبب قيامت ، بهشت براى نيكوكاران نزديك آورده شود و جهنم براى عصيانگران افروخته گردد ] . جايى نيست كه مردم را از قيامت باز دارد . مردم در ميدان قيامت مىتازند تا به نهايتش رسند . هم از اين سخن از قرارگاه گور بيرون آيند و به آنجا كه پايان مقصدشان است به راه افتند . هر سرايى را مردمى است كه آن سراى را به سراى ديگر بدل نكنند و خود از آنجا به جاى ديگر نروند . امر به معروف و نهى از منكر ، دو صفت از صفات پروردگار عزّ و جلّاند كه نه نزديك شدن اجل را سبب شوند و نه از رزق كاهند . بر شما باد به كتاب خدا كه ريسمان محكم است و نور آشكار و داروى شفابخش ، فرونشانندهء تشنگيهاست و ، هر كس را كه در آن چنگ زند ، نگه دارد و هر كه بدان درآويزد ، رهايى يابد . كژى نپذيرد تا نيازش به راست كردن باشد ، و از حق عدول نكند تا به راه حقش بازگردانند . هر چند ، كه بر زبانها تكرار شود يا در گوشها فرو شود كهنه نگردد . هر كه از آن سخن گويد ، راست گويد و هر كه بدان